یک شب خواب دیدم کنار جویی نشستیم. یک مرتبه آسید عبدالهادی حرکت کرد. عبایش را به سرش انداخت . مجلس استفتا بود. رفت رو به قبله. ما هم دویدم پشت سرش . هر چه فریاد زدیم...


برچسب‌ها: آیت الله, سیدعبدالهادی شیرازی, وحید خراسانی, خواب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 17:28  توسط جواد باقری  |